روح 15
دوشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۲ ب.ظ
افلاطون مى گوید: روح، جوهر مجردى است (پیراسته از جرم، زمان، مکان، انقسام پذیرى و...) که بالفعل و قدیم است و قبل از بدن موجود بوده و فعلیت داشته است؛ ولى بدن جوهرى است جسمانى، روح از مرتبه خود تنزل کرده و به بدن تعلق مى گیرد. بنابراین روح انسان از عالم دیگرى است و به جسم هبوط کرده است و بدن به منزله زندان اوست. روح از عالم ملکوت است و از آن عالم تنزل نموده و در زندان تن گرفتار شده است. بر این اساس، این دو در اصل هستى هیچ ارتباطى با هم ندارند و کاملاً از هم بیگانه هستند. نفس، موجودى مجرد، بالفعل، قدیم و ملکوتى است ولى بدن، موجودى جسمانى، حادث و دنیوى است." (کیفیت ارتباط ساحتهاى وجود انسان، دکتر محمد بهشتى)
۹۵/۰۹/۲۲