ارواح 8
پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۶ ب.ظ
اقوال مفسرین
۱. تفسیر نمونه:
از آنجا که روح، ساختمانی مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن
غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیائی آن است، پیامبر
(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مامور میشود در یک جمله کوتاه و پرمعنی
بگوید: «روح از عالم او است یعنی خلقتی اسرار آمیز دارد» سپس برای این که
از این پاسخ تعجب نکنند، اضافه میکند، که بهره شما از علم و دانش بسیار کم و ناچیز است، بنابراین چه جای شگفتی که رازهای روح را نشناسید، هرچند از همه چیز به شما نزدیکتر است؟ [۲۰] و مؤید این معنی آیاتی است که در آنها تعبیر «ونفخ فیه من روحه»؛ [۲۱] (از روح خود در آن دمید) و یا «ونفخت فیه من روحی» [۲۲] از روحم در او دمیدم، با توجه به دو نکته:
۱. «من» در من روحی، نشویه است که بیان سرچشمه و منشا پیدایش چیزی میباشد.
۲. اضافه (و نسبت روح) به خدا اضافه تشریفی است و منظور یک روح مقدس الهی است که خدا به آدمیان بخشیده است.
۲. مرحوم علامه طباطبائی رحمةاللهعلیه میفرماید:
۱. سؤال از حقیقت مطلق روح است [۲۳] و روح هم در لغت به معنای مبدا حیات و زندگی است که حیوان بوسیله آن احساس و حرکت را ارادی خود را انجام میدهد. [۲۴]
۲.
روح از سنخ امر است و امر خداوند چنان است که خود معرفی نموده است «فرمان
او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید «کن؛ آن نیز
بیدرنگ موجود میشود» [۲۵]
از
آیه فوق استفاده میشود که امر خداوند سخن خداوند است نسبت به اشیاء به
صورت «کن» به معنای ایجاد، وجود یافتن شیء از آن جهت که استناد به خداوند
دارد.
۳. خداوند میفرماید: «امر و خلق برای اوست». [۲۶] او عبارت است از وجود شیء از آن جهت که فقط استناد به خداوند دارد، اما خلق استناد به حقیقت اشیاء است به خداوند توسط اسباب تکوینی.
۴. امر خداوند در هر چیزی ملکوت (و درون) آن شیء است و ملکوت رساتر از ملک (ظاهر است) در نتیجه هر شیء ملکوتی دارد چنانکه امر دارد.
علامه طباطبائی، محمد حسین، المیزان، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۲) ج۱۳، ص۲۱۲.
۹۵/۰۹/۰۴